Beitollah dreams of gold coins in a cave. Seeking a non-religious assistant, he recruits Shoja via fake bills. They search caves across Iran unsuccessfully. An innkeeper suspects their quest and secretly follows on his motorcycle.
بیت الله مردی است که مدام در آرزوی یافتن غاری با سکههای طلا در خزانه است. برخلاف دستورات دینش، او میخواهد این گنج را بیابد و جوانی بی خدا به نام شجاع را به عنوان دستیار خود استخدام میکند. آنها با هم به تلاشی میپردازند که آنها را به نقاط مختلف چشم انداز ایران میبرد. خمیازه بزرگ داستانی اودیسهای را روایت میکند که در آن چیزهای عجیب و غریب و حتی پوچ در واقعیت نفوذ میکنند. سفری از اکتشاف بیرونی که در نهایت تنشهای بین دو شخصیت ظاهرا متضاد را آشکار میکند، که با این وجود آینهای برای نگاه کردن در یکدیگر پیدا میکنند.
گنگ و نامفهوم